صفحه کاغذ قرمز شد
از خونهایی که از دستانم می چکید
از دستانی که تو دوست می داشتی
صفحه کاغذ سفید شد
از اشکی که از چشمانم باریده بود
از چشمانی که تو را فراموش کرد !
.
دلم گرم است
گرم است
از عشقی که نمی دانم به کیست !
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 7:2 توسط نهانی
|