هیچ تلاشی برای نگه داشتنم نمی کنه
هر وقت که می گم : من این خاک رو عاشقانه دوست دارم
با تعجب نگام می کنه و می گه : برو
.
رفتن و دل کندن جزئی از زندگی من ست
جزئی از زندگی
ولی سهم من از "ماندن " ؟
.
هیچ کس بهم نمی گه بودنت ارزش بیشتری از نبودنت داره
.
جز تو
تو فقط اشک می ریزی و می گی روزهای سختی بی من داشتی
دلم گرم می شه با اشک هات
از عشقی که سهم زندگی من نبود !
و
می روم .