تبليغاتX
نهانی
ـ به آفتاب نگاه می کنم

ـ به صدایی که سه تار را به آرامی مینوازد گوش می دهم 

ـ نمی دانم دلتنگ چه کسی باشم

من مرده ام ؟؟  

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 7:9  توسط نهانی  

ما چهار نفریم که با هم زندگی می کنیم

من،من،آن و او

به "آن" عاشقی می کنم

با "او" به اندامم لذت می بخشم

به "من " قول می دهم که به گذشته دل نبندم

به "من"دیگرم یاد می دهم که به آینده چشم ندوزد

ما چهار نفر در سه بدن زندگی می کنیم

"او" و "آن" نه یکدگر را می شناسند، نه "من" را نه" من" را !!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 5:22  توسط نهانی   | 

تو با آن عقابان دیگر عشق بازی و

منِ کلاغ دلبسته ام به گنجشککی زخمی

خاطره تو امّا

گاهی، عذابم می دهد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:57  توسط نهانی   | 

صدای تند باران بر شیشه اتاق

تنهایی ام در گوشتم فرو می رود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 8:5  توسط نهانی   |