تبليغاتX
نهانی
در قلبم

کودکی می گرید، دلتنگ از نداشتن تو

 در روحم

زنی رشد می کند

می ترواد

و می خندد ، از درد

باش با من

بوسه هایی

دستهایی، تنم را می لرزاند

و خاطراتی دخترکی را می خواند

که از دوری سرزمینی ، می گریست

من دیگر نه آن کودکم

نه آن دخترک

نه آن زن

من خاطره ای بی وزنم

در برزخی  دور

شهرش را می خواند !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 15:51  توسط نهانی  

کاش بر روی زمین جایی بود !
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 11:36  توسط نهانی