تبليغاتX
نهانی
در انتهای پاهای من

 ریشه هایی روییده اند

که در عشق تو زندگی می کنند

به آنها

فرمان "مرگ" نده !

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:14  توسط نهانی  

پناهم کو، کو، کو ؟

ناهم، کو ؟

هم، کو؟

پناهم ناهم پناهی ناهی ی ی ی ی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:22  توسط نهانی  

خسته ام از مجاز ها
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:47  توسط نهانی  

 

نه خبری سرد از تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:53  توسط نهانی  

ساعت ها گریه کردم

جیغ زدم بر سر دنیا

دلم تنگ شد برای همه چیز و همه کس

.

.

.

شکستم

.

.

.

به دنبال نیمه هایم می گردم

به دنبال دلم، چشمانم، دستم

نه نه

منطقم را نمی خواهم" همیشه آزارم می دهد"

کاش پیدایش نکنم من

کاش پیدایش نکنم

.

.

.

هوا خیلی سرده

من خیلی تنهام

دلم یه بغل می خواد

.

.

.

می خوام بیشتر بفهمم

بخونم

برقصم

می خوام راهی پیدا کنم که بر گردم

.

.

.

چرا گریه می کنی دخترک

پا شو

همیشه راهی هست

همیشه راهی بود

راهی

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 4:36  توسط نهانی  

من در راهم

می دانی؟

می دانی ؟

می دانی ؟

 

پ .ن :من سالهات که بر خلاف خودم می دوم  !!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:12  توسط نهانی  

 

هیچ تلاشی برای نگه داشتنم نمی کنه

هر وقت که می گم : من این خاک رو عاشقانه دوست دارم

با تعجب نگام می کنه و می گه : برو

.

رفتن و دل کندن جزئی از زندگی من ست

جزئی از زندگی

ولی سهم من از "ماندن " ؟

.

هیچ کس بهم نمی گه بودنت ارزش بیشتری از نبودنت داره

.

جز تو

تو فقط اشک می ریزی و می گی روزهای سختی بی من داشتی

دلم گرم می شه با اشک هات

از عشقی که سهم زندگی من نبود !

و

می روم .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:25  توسط نهانی  

چشمهایم را می بندم

شاید مرگ ، تنم را

با لذتی ، گرم سازد .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:49  توسط نهانی