زن می گه: امسال هوا خیلی گرم تر از همیشه ست.
با تعجب نگاش می کنم و تمام مسیر خونه رو می دوم، بخاری کار نمی کنه، صدای گریه" کبوتری" از بخاری می یاد،بخاری رو روشن می کنم و بهش می چسبم.
صبح
صدای کبوتر قطع شده، تلفن مدام زنگ می خوره، لباسم به پوست تنم چسبیده و بوی گوشت سوخته می یاد!
آشپزخانه
تمام گوشت ها برای مهمانی شب سوخته.
بیمارستان
میزان سوختگی شدید است.
" گوشت ها به مجلس عزای کبوتر نمی رسد! "
.
.
.
شاید تاثیر " مواد " است نمی دانم !